دروس استادشرح احتجاج طبرسی

جریان حکمیّت از کجا شروع شد و به کجا رسید ؟!

جریان حکمیّت و نیرنگ عمرو عاص | پیدایش فرقه خوارج | حکمیت
0

با نیرنگ عمرو عاص و قرآن بر نیزه کردن ، معاویه جان سالم به در برد و جریان حکمیّت پیش آمد. ابوموسی اشعری از طرف لشکر امیرالمومنین به حکمیت و داوری آمد، اما فریب خورد. نتیجه همه این اتفاق ها ، ظهور فرقه جدید خوارج بود. افرادی که اسلام حقیقی و قرآن ناطق یعنی امیرالمومنین را نشناختند و ضربه های مهلکی بر پیکره اسلام و مسلمانان زدند.

مالک ؛ اگر علی را می خواهی زنده ببینی ، برگرد!

چیزی نمانده بود جناب مالک اشتر کار معاویه را یکسره کند که پیغامی از جانب امیرالمومنین آمد که برگرد!

عمرو بن عاص که در خباثت و بی حیایی و نیرنگ در عرب مشهور بود و درهنگام خطر عورت خود را مکشوف کرده و فرار می کرد، اینجا به کمک معاویه آمد و گفت: چاره کار این است که قرآن ها را به نیزه کنید.
آغاز جریان حکمیت اینجاست!

قرآن ها بر سر نیزه کردند اما قرآن را نشناختند!

عده زیادی از سپاه امیرالمومنین که در ایمان ضعیف بودند و از حقیقت اسلام و قرآن بویی نبرده بودند، گفتند: ما با قرآن نمی جنگیم!
حضرت فرمودند: قرآن کتابی است که ترجُمان می خواهد و من قرآن ناطق و گویا هستم .

امیرالمومنین علیه السلام هر چه فرمودند که این ها مکر و نیرنگ است، این ها قبول نکردند و حضرت امیر نیز به مالک اشتر دستور دادند که برگردد. مالک در مرحله اول گفت: من نزدیک خیمه معاویه هستم اگر اندک زمانی به من فرصت بدهید، کار معاویه تمام است.

حضرت دوباره پیغام دادند که اگر می خواهی برگردی و علی علیه السلام را زنده ببینی برگرد!

جریان حکمیّت و پیدایش خوارج

جنگ ادامه پیدا نکرد و پیروزی در کارزار به حکمیّت گره خورد. از طرف لشکر معاویه ، عمرو عاص جلو آمد و در میان لشکر امیرالمومنین اختلافی افتاد و همان عده که یک بار نیرنگ قرآن نیزه کردن عمرو عاص را خورده بودند، گفتند : حَکَم ما ابوموسی اشعری باشد!

در جریان مباحثه حکمیت ، ابوموسی اشعری از عمرو عاص نیرنگ خورد و شاید هم برای لشکر مقابل بازی می کردو نتیجه آن حکومت معاویه بود.

خوارج ؛ فریب خورده های عمرو عاص

این جا بود که همان آدم های چندبار فریب خورده از معاویه و عمرو عاص ، فرقه خوارج را پدید آوردند. گفتند: چرا امیرالمومنین راضی به حکمیّت شد و تنها حکم برای خدا است و هیچ کسی حکومت ندارد!

لذا خوارج حکومت معاویه را نیز مشروع نمی دانستند و در هیچ زمان با اموی ها خوب نبودند و در یک زمانی هم به عبد الله بن زبیر ملحق شدند.
خوارج به امیرالمومنین علیه السلام صراحتاً جسارت و توهین می کردند و گفتند: چون حضرت به حکمیت راضی شده، پس کافر است و سب و لعن مجاز ! [معاذ الله!]

شعار فرقه خوارج این بود: ” حکمی نیست مگر برای خدا “. جمله ای که زود به مغز می نشیند ولی غافل از این که حکم خدا را چه کسی باید دریافت کرده و بفهمد و بیان کند؟!

اصل این جمله درست است و نظیر آن را عمر بن خطاب گفت که حکم تنها برای خدا است! اما امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: کلمه حقی است ولی این گروه از این جمله معنای باطل و غلط آن را برداشت کردند.

لذا ظهور فرقه خوارج که جنایات بزرگی در تاریخ داشتند، برخاسته از جریان حکمیت و قرآن به نیزه کردن معاویه و عمرو عاص بود. این افراد گرچه در ابتدا در لشکر امیرالمومنین بودند، اما چه فایده که از حقیقت دین که حضرت امیر باشند و حقیقت امیرالمومنین ، که قرآن ناطق باشند، روی گردان بودند.

آیا حکمیت غیر خدا درست است؟!

در مناظراتی که خوارج با امام صادق علیه السلام داشتند، حضرت فرمودند:

رسول خدا صلی الله علیه وآله سعد بن معاذ را حَکَم گذاشتند و او فقط مخلوق بود! پس حکمیت غیر خدا ، طبق سیره پیامبر ، کفر نیست. هم چنین مواردی دیگر هم هست که رسول خدا افرادی را برای کسانی حَکَم می گذاشتند.

قرآن کریم هم در سوره نساء آیه 35 می گوید:

وان خفتم شقاق بینهما فابعثوا حکمـا من اهله وحکمـا من اهلها ان یریدا اصلـحـا یوفق الله بینهما

سوره نساء آیه 35

اگر اختلافی بین زن و شوهر پدید آمد، یک حَکم از طرف زن و یک حَکم از طرف مرد قرار بدهید تا حل اختلاف شود و هرچه حکم کردند، عمل کنید.
این نشان می دهد که مخلوق هم می تواند حَکم قرار گیرد ولی باید بدانیم که هر مخلوقی که حَکم قرار می گیرد باید طبق حُکم خدا حکم کند.

انحراف در جریان حکمیّت و سرپیچی خوارج از امیرالمومنین

در جلد 1 صفحه 438 آمده که بعد از رسیدن حکومت به معاویه، یکی از خوارج به امیرالمومنین گفت: یک روزی ما را به حکومت ( جریان حکمیّت و قضاوت) امر کردید و یک روز نهی می کنید؟ بالاخره کدام درست است؟
حضرت امیر علیه السلام محکم به دست خود زدند؛ گویا ناراحت بودند و فرمودند:
من طبابت کردم ولی شما به نسخه من عمل نکردید!

مگر شما خوارج در جنگ با معاویه نگفتید: مقابل ما پسر عمو های ما هستند! در حالی که شما در زمان رسول خدا صلی الله علیه وآله به جنگ هایی پرداختید که در مقابل مسلمانان از اقوام شما بودند اما آنان را مشرک می دانستید!

حضرت فرمودند: همان زمان هم گفتم که زمانی می توانید به حکم قرآن عمل کنید که یک نفر برای شما توضیح دهد و قرآن بیان می کند که اگر تنازع کردید آن را به خدا و رسولش ردّ کنید و برگردانید اگر شما مومن به خدا و روز قیامت هستید.

برای حل اختلاف ، قرآن کافی نیست ؛ امام مبیّن قرآن است

در نهج البلاغه آمده است که امیرالمومنین فرمودند:

ذلک القرآن فاستنطقوه و لن ینطق لکم و لکن اُخبرکم عنه
از قرآن طلب سخن کنید ولی با شما سخن نمی گوید ولی من شما را از آن خبر می دهم.

حدیث امیرالمومنین در نهج البلاغه

وظیفه شما ردّ کردن و بازگرداندن دعوا و اختلاف به خدا و رسول است که رد کردن به خدا، همان رد کردن به قرآن است و ردّ کردن به رسول خدا یعنی ردّ کردن به سنت رسول خدا.

حال که چنین وظیفه ای دارید که تنازعتان را به خدا و رسول برگردانید، چون کسی در این جامعه آگاه تر از من به قرآن و سنّت پیامبر نیست، باید به من ردّ کنید.

جریان حکمیّت و پیدایش خوارج درس بزرگی بر لزوم استحکام مبانی اعتقادی

فلذا باید مسلمانان بدانند که امور اختلافی و تنازعشان را به چه کسی برگردانند و آن کسی جز امیرالمومنین و عترت پیامبر علیهم السلام نیست.
تمام این جریان فریب خوردن مسلمانان و فرقه خوارج از معاویه و وقوع جریان حکمیت بخاطر عدم معرفت به حقیقت دین و نشناختن امیرالمومنین بود. ریشه تمام مشکلات مسلمانان از صدر اسلام تا بحال عدم معرفت در مسائل اعتقادی است.

آیا این مقاله برای شما مفید بود؟
بله
تقریبا
خیر

نظرات

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پست های محبوب

ورود / ثبت نام