دروس استادمقتل الحسین علیه السلام

تاریخ و مقتل واقدی ؛ مذهب او چه بوده است؟

تاریخ و مقتل واقدی ؛ مذهب واقدی چه بوده است؟
0
  • شرح حال واقدی
  • آثار و کتب واقدی
  • نقاط روشن در شخصیت واقدی مقتل نویس مشهور
  • نقاط تاریک در شرح حال واقدی
  • مذهب و عقیده واقدی مقتل نویس بزرگ

محمد بن عمر واقدی تاریخ نگار و مقتل نویس صدر اسلام در قرن دوم و سوم می‌زیسته و از موالیان محسوب می‌شود.(۱)
واقدی صاحب کتب فراوان و شرح حال خاصی می‌باشد که سخن در شخصیت او بسیار است ولی ما در این مجال تنها به مسائل مربوط به کتاب مقتل الحسین علیه السلام وی خواهیم پرداخت.

شرح حال واقدی

واقدی متولد مدینه است و از تعداد کتبی که از وی به ما رسیده است معلوم می گردد که فردی با استعداد بوده است. نقل می کنند که واقدی در هنگام مرگ، حدود۱۲۰ شتر اثر نوشتاری از خود بر جای گذاشت.
درشرح حال او می‌نویسند: واقدی از غلامان خود نیز جهت تالیفات خود کمک می‌گرفت و حدود ۶۰۰ غلام در تحقیقات او را یاری می کردند.

مرحوم آقا بزرگ در جلد ۲۰ کتاب الذریعه خود، ۶۰ مقتل نام می‌برند که بیش از نیمی از آن ها مربوطه به مقتل الحسین علیه السلام است و بخشی از آن تالیفات، کتب واقدی است که به دست ما نرسیده است.

ارتباط ما با این نویسنده مشهور و مقتل الحسین او اکثراً از طریق شاگرد و منشی وی ابن سعد صاحب کتاب طبقات الکبری می باشد.

آثار و کتب واقدی

  1. کتابی در احوالات اصحاب پیامبر صلی الله علیه وآله
    .
  2. کتابی در احوالات تابعین
    .
  3. کتابی در احوالات جنگ جمل؛  سید رضی و شیخ طوسی در کتاب خود از این مصدر استفاده کرده‌ و برخی از خُطَب را در کتاب خود آورده‌اند.
    یکی از امتیازات واقدی در سیر نوشتاری خویش این بوده که در نقل اخبار جنگ ها سعی داشته که به مکان وقوع جنگ برود و آن فضا را حس کند، لذا در وصفش می‌ گویند: واقدی متخصص جنگ ها، سِیَر ، اختلاف احادیث و احکام بوده است
    .
  4. کتاب مولد الحسن و مولد الحسین علیهما السلام
    .
  5. کتاب مقتل الحسین علیه السلام
    .
  6. کتاب تاریخ الکبری

نقاط روشن در شخصیت واقدی مقتل نویس مشهور

  1. نوشتن کتاب مولد الحسن علیه السلام و مولد الحسین و مقتل الحسین علیه السلام که نشان از توجه وی به اهل البیت علیهم السلام است.
    .
  2. نقل معجزاتی از امیرالمومنین علیه السلام و شمشیر ایشان که این شمشیر مانند عصای حضرت موسی بوده، سخن می‌گفته و کوتاه و بلند می شده است.
    .
  3. نقل مرحوم سید رضی و شیخ مفید در الجمل از کتاب او
    مبنای ما در پذیرش روایات، قبول منقولات ثقات در صورت عدم مخالفت با آیات و روایات است و در روایت غیر امامی ، باید صحت و مردود بودن آن بررسی گردد.
    بنابراین دیدگاه ما نسبت به کتب اهل تسنن ، عدم ردّ و دقّت و بررسی عالمانه می باشد که با تأیید قرائن، آن ها را می پذیریم. چنان که دیدگاه ما نسبت به انجیل و تورات نیز چنین است.
    .
  4. شیعه دانستن وی توسط برخی علمای شیعه و اهل تسنن ؛(۲) گزارش های مؤید شیعه بودن در آثار او و حمل مطالب مخالف عقائد شیعه بر تقیه
    .
  5. تتبع فراوان واقدی در مباحث علمی؛ کیفیت کتب مغازیِ و مقتل او شاهد بر مدعای ما است.
    .
  6. شعوبی و اهل تصرف و تعصب نبوده است لذا مطالبی همچون فرار خلفای غاصب در جنگ احد را نقل کرده و انصاف او، توجه ما را به منقولات خود جلب می‌کند.

نقاط تاریک در شرح حال واقدی

  1. ارتباط با برامکه ؛ در داستانی آورده‌اند که هارون الرشید با یحیی برمکی به مدینه آمد_ در آن زمان مردم مدینه به ورع و عبادت و تقوا از مردم مکه پیشی گرفته بودند _ هارون قصد آشنایی با مکان های معنوی مدینه را داشت، به او خبر رسید که در این شهر محمد بن واقدی، آشنا به مکان‌های معنوی است وهارون نیز او را فراخواند تا در این امر او را راهنمایی کند.
    آن ها به سمت مکان‌های مذهبی رفتند و هارون در آن مکان‌ها به عبادت می‌پرداخت و آن قدر عبادت می‌کرد تا در نگاه محمد بن یحیی که چهره ای مذهبی بود، چهره موجهی پیدا کند و با نقل او برای دیگران، شخصیت خوبی از هارون در ذهن مردم ترسیم شود.
    از همان جا یحیی برمکی با واقدی آشنا شد و در نقلی آمده است که واقدی برای پرداخت قرض خود به بغداد رفت و آن جا یحیی برمکی مشکلی را حل نمود و او را بر منصب قضاوت نشاند و همین امر سبب ارتباط واقدی با برامکه گشت و اندک اندک زمینه ارتباط با دستگاه حکومتی ظالم عباسی نیز فراهم گشت.
    .
  2. حضور در دستگاه حکومتی بنی العباس
    .
  3. احترام به خلفا؛ وی در مواضع گوناگون نسبت به خلفای غاصب ابراز احترام نموده که نشان از مذهب تسنن او است.
    .
  4. همین که شیخ طوسی و صاحب المراجات ، نام واقدی را در زمره شیعیان در کتب ذکر نکرده اند؛ عدم ذکر شیخ طوسی به معنای این است که شیخ طوسی وی را از شیعیان نمی‌دانسته است.

مذهب و عقیده واقدی مقتل نویس بزرگ

در مقدمه مسترجونس بر کتاب مغازی دو دلیل برای تشیع این مقتل نویس بزرگ ذکر شده است؛ اول این که او کتاب مولد الحسن و مولد الحسین علیهما السلام را نوشته است و دلیل دوم، نظر ابن ندیم است که او را شیعه دانسته؛ ولی عبارت ابن ندیم این است:
کان یتشیع یلزم التقیه ” که البته در ادامه آورده است که مذهبش نیکو بوده است.

آن چه بررسی ها نشان می‌دهد این است که ابن ندیم نظرش را از دیگران نگرفته و تنها دلیل او، برداشت خودش از کتب واقدی است که ادعا می کند این نوشته ها دلیل بر شیعه بودن او می‌باشد.

اما باید بدانیم که سنی های آن عصر در کنار ارادت به اهل بیت علیهم السلام، خلفای غاصب را نیز قبول داشته اند.

بنابراین استناد عده ای چون ابن ندیم که تنها به دلیل کتب واقدی، وی را شیعه می دانند، غلط است؛ چرا که اهل تسنن نیز در آن روزگار به اهل بیت علیهم السلام اظهار محبت می‌نمودند.

در سخن آخر باید گفت که علاوه بر کثرت شواهد سنی بودن وی، متن کتب او نیز با کتب اهل‌ تسنن سازگاری دارد.

گزارش های ابن سعد و طبری از واقدی و کتب و مقتل وی فراوان می باشد همچنین شیخ مفید در کتاب الجمل و سید رضی در خطبه امیرالمومنین علیه السلام نیز از این کتاب روایاتی نقل کرده‌اند.

گزارش های او از افراد گوناگونی نقل شده است؛ گاهی از هشام بن کلبی به ابی مخنف می‌رسد و گاهی در انتها به وی ختم می‌شود.

پاورقی:

(۱)موالیان کسانی هستند که در جنگ ها اسیر و برده می‌شدند، و گاهی مولای ‌آنها به علت هوش و استعداد زیاد برده، آنها را آزاد می‌کردند و آنان نیز در زمینه‌های علمی تلاش و تالیفاتی رقم می‌زدند. که حتی در اصحاب اهل بیت: مانند زراره نیز مشاهده می‌شود.

(۲) ابن ندیم

آیا این مقاله برای شما مفید بود؟
بله
تقریبا
خیر

نظرات

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

night mode toggle